الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
340
الخصال ( فارسى )
خداوند خلق را آفريد و آنها را دو دسته كرد و مرا در دسته بهتر نهاد سپس آن را چند قبيله كرد مرا در قبيله بهتر نهاد سپس آنها را چند خاندان كرد و مرا در خاندان بهتر نهاد سپس از خاندان من مرا و على و جعفر را برگزيد و مرا بهتر از آنها گردانيد ، من ميان دو فرزند ابى طالب ( على و جعفر ) خوابيده بودم كه جبرئيل بهمراه فرشتهاى آمدند آن فرشته بجبرئيل گفت بكداميك اين سه كس نازل شدى ؟ فرمود به اين يك ، دست مرا گرفت و مرا نشانيد ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ( ص ) در خانههاى مسلمانان همه را از مسجد گرفته باشد مگر در خانه او را عباس و حمزه نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و گفتند ما را بيرون كردى و او را در مسجد جا دادى فرمود من از پيش خود شما را بيرون نكردم و او را جا ندادم بلكه خدا شما را بيرون كرد و او را جا داد خدا بموسى ( ع ) وحى فرستاد كه مسجد پاكيزهاى بر پا كن و خود و هرون با دو فرزند هرون در آنجا كن و براستى خداى عز و جل به من هم وحى فرستاد كه مسجد پاكيزهاى بر پا كن و خودت با على ( ع ) و پسران على ( ع ) در آنجا كن ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ( ص ) در بارهء او فرموده باشد حق با على است و على با حق است از هم جدا نشوند تا در سر حوض به من رسند ؟ به خدا نه ! شما را به خدا در ميان شما كسى هست كه با جان خود رسول خدا ( ص ) را نگهداشته باشد هنگامى كه مشركين آمدند و ميخواستند او را بكشند من در بستر او خوابيدم و رسول خدا ( ص ) پنهانى بغار ثور تشريف برد مشركان به گمان آنكه حضرت در بستر خوابيده هجوم كردند و چون فهميدند منم گفتند پسر عمت كجا است ؟ گفتم نميدانم آنقدر مرا زدند كه نزديك بود مرا بكشند ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى هست جز من كه رسول خدا ( ص ) چنانچه به من فرمود به او فرموده باشد راستى خدا در بارهء ولايت على ( ع ) به من فرمان داده ولايت و دوستى او ولايت و دوستى من است ولايت من ولايت پروردگار من است اين عهديست كه پروردگارم با من بسته و به من فرمان داده كه بشماها برسانم آيا شنيديد ؟ عرض كردند : آرى شنيديم .